سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
193
طب در دوره صفويه ( فارسى )
صاحب كامل گفته است اولا آن بود كه از پهلوى سره كه محل خروج بول بوده در اصل سوراخى كوچك كنند به سرس و نايزه بر آن استوار كنند و اندكاندك آب را بيرون مىكشند و باز سر نايزه را استوار مىسازند تا قوت با خروج آب غلبه بيكبار به تحليل نرود و اين بس تدبيرى نيكوست ليكن استاد ماهر مىبايد كه چنان رعايت كند كه مضرتى ديگر پديد نيايد « 6 » . براى خالى ساختن مثانهاى كه بيش از حد تحمل بيمار مملو از ادرار شده بود از يك وسيله ديگر هم استفاده به عمل مىآمد : و هرگاه بزرگى گوشت و يا ثولول به آن مرتبه رسد كه مجرا را بند كند چارهاى جز آن نباشد كه از شيب قضيب محلى را به جهت سنگ مىشكافند و محل سد را معلوم كنند و بر بالاى سد منفذى واكنند تا بول را بدان منفذ دفع مىكنند . بيشتر دملها اعم از سطحى يا عمقى را نشتر مىزدند و داخل آن را فتيلهاى از نخ يا پشم قرار مىدادند و من شك ندارم كه فتيلههاى پشمى را از همان پشمى كه براى قالىبافى به كار مىبردند مىبافتند . حكيم محمد مىنويسد : « مواردى وجود دارد كه زخم بايد مدتى مديد پس از نشتر زدن باز نگاهداشته شود تا چرك آن به كلى تخليه گردد و در اين حالت بايد از فتيله استفاده شود و بهتر است كه چهار رشته فتيله به كار برده شود » . استنباط من از جملهء اخيرا اين است كه شكاف روى دمل را به صورت ( + ) ايجاد مىكردند . او سپس از جراح معاصر ديگرى به نام ابو امل هراتى نام مىبرد و از قول او مىنويسد : « وقتى دملى پخته نمىشود و سر باز نمىكند ، و در مورد زخمهاى ناشى از تير تفنگ بايد جراحى صورت بپذيرد چه اگر چرك در محل خود باقى بماند روز بروز فزونى پيدا مىكند و تبديل به كوركى مىگردد كه روى آن كبره مىبندد . » حكيم محمد اضافه مىكند كه فتيله پشم تابيده شده بايد به داخل زخم فرو شده و سر آن روى زخم تابداده شود تا قدرى باريكتر گردد و سپس روى زخم مرهمى از زيره و نمك گذارده شده و محكم بسته شود . براى تخليهء چرككردگىهاى خيلى عميق ، اينك از يك لوله لاستيكى استفاده مىكنيم اما در دورهء صفويه جراحان از فتيله چراغ كه آن را به اندازه لازم مىبريدند استفاده مىكردند بهاء الدوله در كتاب خود به شرح باز كردن دملى از اين نوع كه روى جگر قرار داشت پرداخته و مىنويسد : استادى بود در قزوين كه هرگاه ورمى مىيافت كه آماس پخته شد و سر خواهد كردن آن را مىشكافت و اين عمل چنان مىكرد كه محل ورم را از زير پردها معلوم مىكرد و مريض را بر پيش مايل مىداشت و بعد از آن نيشترى داشت قوى بدرازى انگلشتى آن را
--> ( 6 ) - خلاصه التجارب - كتابخانه مجلس شوراى ملى